بعد از اسکی سرما خوردگی می چسبه مگه نه ؟

سلام دوست جونم ها وای که چقدر دلم واستون تنگ شده بود.
راستی جای همتون خالی پنج شنبه با خانواده رفته بوديم اسکی از ساعت ۹صبح تا ۵ بعد از ظهر در پيست بودم کلی خوش گذشت اما چشمتان روز بد نبينه ، غروب که به منزل برگشتيم افتادم در بستر بيماری و تا الان ۳ تا آمپول و يک سرم نوش جان کردم ، اما خدايی ارزشش را داشت 04.gif

ارادتمند طناز ملکه قصر مهرومحبت

/ 27 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله ریزه

سلام خانومی ... ايشاالله زودتر خوب شی ولی از دفه بعدی مواظب باش که چيزه ديگه ميل کنی به جای سرما ! خوش باشی

RainGold

ممنون که به من سر زدي . درمورد نظر خوبتان بايد بگم :اگر آدم گندم را نمي خورد از بهشت بيرون رانده نمي شد يعني "اگر" رو ولش کن حالا بايد به آدم گندم خورده و رانده شده فکر کرد يعني الان هم بايد به آدم هائي فکر کرد و چاره کرد که حضور خدا را فراموش کرد ه اند. اگر همه حضور خدا را ميدانستيم احتياج به هيچکدام از اين حرفها نبود اصلا احتياج به گفتگو نبود.

سید مهران

سلام دوست عزيز. ممنونم که به ديدار کلبه ناچيز من اومديد دوباره . سر ارادت ما و استان حضرت دوست که هرچه بر سر ما ميرود از ارادت اوست پايدار باشيد. خدانگهدار

طناز دختر شاه پریون

آقامون دلبره ماهارو می خره کربلا می بره با اون نسیمش که داره بوی گل یاس آقامم می دونه می خونم مستونه مثل یک دیوونه میون بین الرحرمین روضه عباس کاش دلامون دوباره باز بشه هوایی کاش مدد بی بی بشیم کرب و بلایی کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله .... کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله امیر با وفا دلبر با صفا یل کرب و بلا عباسه و عشق گل و سنم میاره پیش صبر و وفاش پیش عشق و صفاش پیش نو و ضیاش عالم و آدم به خدا که کم میاره باز دل من کرده هوای کوی دلبر باز می زنم دیوونه وار به سیم آخر کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله .... کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله

طناز دختر شاه پریون

گفتنم عمر خودت کردی تباه**نامه اعمال خود کردی سیاه ناامید از هر کجا و دل فکار**می کشیدندم به خفت سوی نار ناگهان الطاف حق آغاز شد**از جنان درهای رحمت باز شد مردی آمد از تبار آسمان**نور پیشانیش فوق آسمان صورتش خورشید بود و غرق نور**جام چشمانش پر از شرب طهور گیسوانش شط پر جوش و خروش**در رکابش قدسیان حلقه بگوش لب که نه،سرچشمه آب حیات**بین دستش کائنات و ممکنات بر سرش دستمال سبزی بسته بود**بر دلم مهرش عجیب بنشسته بود کی به زیبائی او گل میرسید**پیش او یوسف خجالت میکشید در قدوم آن نگار مه جبین**از جلال حضرت حق آفرین دو ملک سر را به زیر انداختند**بال خود را فرش راهش ساختند غرق حیرت داشتم این زمزمه**آمده اینجا حسین فاطمه صاحب روز قیامت آمده**گوئیا بهر شفاعت آمده

طناز دختر شاه پریون

خواب دیدم مرده ام**خواب دیدم خسته و افسرده ام روی من خروارها از خاک بود**وای قبر من چه وحشتناک بود تا میان گور رفتم دل گرفت**قبر کن سنگ لحد را گل گرفت بالش زیر سرم از سنگ بود**غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود هر که آمد پیش حرفی راند و رفت**سوره حمدی برایم خواند و رفت ناله می کردم ولیکن بیجواب**تشنه بودم در پی یک جرعه آب یک ملک گفتا بگو نام تو چیست**آن یکی فریاد زد رب تو کیست ای گنه کار سیه دل،بسته پر**نام اربابان خود یک یک ببر

طناز دختر شاه پریون

گریه کرده چون برای اکبرم**با خود او را نزد زهرا می برم هر چه باشد او برایم بنده است**او بسوزد صاحبش شرمنده است در مرامم نیست او تنها شود**باعث خوشحالی اعدا شود در قیامت عطر بویش می دهم**پیش مردم آبرویش می دهم باز بالاتر به روز سرنوشت**میشود همسایه من در بهشت آری آری هر که پا بست من است**نامه اعمال او دست من است

طناز دختر شاه پریون

سوی من آمدمرا شرمنده کرد**مهربانانه به رویم خنده کرد این که اینجا اینچنین تنها شده**کام او با تربت من وا شده مادرش او را به عشقم زاده است**گریه کرده بعد شیرش داده است خویش را در سوز عشقم آب کرد**عکس من را بر دل خود قاب کرد بار ها بر من محبت کرده است**سینه اش را وقف هیئت کرده است سینه چاک آل زهرا بوده است** چای ریز مجلس ما بوده است اینکه در پیش شما گردیده بد**جسم و جانش بوی روزه می دهد با ادب در مجلس ما می نشست**او به عشق من سر خود می شکست پرچم من را به دوشش می کشید**پا برهنه در عزایم می دودید اسم من راز و نیازش بوده است**تربتم مهر و نمازش بوده است اقتدا بر خواهرم زینب نمود**گاه می شد صورتش بهرم کبود حرمت من را به دنیا پاس داشت**ارتباطی تنگ با عباس داشت نذر عباسم به تن کرده کفن**روز تاسوعا شده سقای من تا که دنیا بوده از من دم زده**او غذای روضه ام را هم زده بارها لعن امیه کرده است**خویش را وقف رقیه کرده است

آرش

سلام ....ببخشيد كه دير شد .....نوشته هات قشنگن!!!موفق باشی....سربزن/..